الملا فتح الله الكاشاني

133

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نمايد هر كه را مهتدى شود بهدايت بوسيلهء نظر در دلايل و حجج بينه نه اهل عناد و انكار و جحود و استكبار و ميتواند بود كه ان اللَّه كه بتقدير لام است خبر مبتداى محذوف باشد نه معطوف بر محذوف و تقدير اينكه لان اللَّه يهدى من يريد انزال القرآن مبينا يعنى بجهة آنكه خدا راه نمايد هر كه را خواهد قرآن را مبين و واضح الدلالة انزال فرمود * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * بدرستى كه آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول * ( وَالَّذِينَ هادُوا ) * و آنان كه يهود شدند * ( وَالصَّابِئِينَ ) * و كفارى كه از دينى بدينى ديگر از ملل كفر نقل كنند يا ستاره پرستان * ( وَالنَّصارى ) * و ترسايان * ( وَالْمَجُوسَ ) * و گبران * ( وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا ) * و آنان كه شرك آوردند يعنى عبده اصنام * ( إِنَّ اللَّه يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ ) * بتحقيق كه خداى تعالى جدايى مىكند ميان ايشان * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز به حكم محكم و قضاى مبرم تا محق از مبطل متميز گردد محقان را بعلامت سفيد رويى و مبطلان را بعلامت سياه رويى و يا بنوع جزا و مكافات ايشان را ممتاز گردانند يعنى هر كدام را بر وجهى كه لايق او باشد مجازات نمايد و در موضعى كه معد و مهيا و فراخور او است فرود آورد پس مراد بمعنى اول امتياز محق است از ساير مبطلان و بمعنى ثانى امتياز هر فرقهء از يكديگر و ادخال آن بر هر يك از طرفين جمله بجهة مزية تاكيد است * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ) * به همه چيزها گواه است و از حال همه آگاه پس همه را بر وفق اعتقاد جزا خواهد داد در روز ميعاد و وجه تسميهء صابى و نصارى و مجوس در اوايل تفسير تقرير پذيرفته از مجاهد منقولست كه در آيه اهل ملت بر پنج قسماند اربعة للشيطان و واحد للرحمن يكى از آنها كه اهل ايماناند و تابع رحماناند ناجى دنيا و آخرتند و باقى فرق شيطان و هالك ابدىاند و بحقيقت صابى از آن چهار قسم ديگر خارج نيست چه يا يهود است كه منتقل بدين نصارى يا مجوس يا مشرك شده‌اند و يا به عكس * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نمىبينى مخاطب حضرت رسالت است ( ص ) و مراد از آن امةاند و روية بمعنى علم يعنى اى اهل تكليف نميدانيد * ( أَنَّ اللَّه ) * آن را كه خداى * ( يَسْجُدُ لَه ) * سجده ميكنند او را * ( مَنْ فِي السَّماواتِ ) * هر كه در آسمانها است از اصناف ملائكه بطوع و رغبت * ( وَمَنْ فِي الأَرْضِ ) * و هر كه در زمين است از مؤمنان جن و انس از روى عبادت و طاعت * ( وَالشَّمْسُ ) * و سجده مىكند آفتاب مر او را بطلوع و غروب كه متضمن خضوع و مذلت او است در انقياد كه آن مدلول عليه سجود است و على هذا المعنى قوله * ( وَالْقَمَرُ ) * و سجده مىكند ماه بشروق و افول